{سوره قصص آيه ۳}
نهاديم منت بر آن قوم و كيش
چو بودند مستضعف و خوارو ريش
همانا چنين خواست يكتا خدا
كــه آن قــوم گردد همي پيــــشوا
بـگردند روي زميـن جانشين
بــگردند خود وارث آن زمـيــــــــن

ادامه مطلب
زاهدا من كه خرابا تي و مستم به تو چه ؟
گر بود باده و مي بر سر دستم به تو چه ؟
تو كه مشغول مناجات و دعايي چه به من ؟
من كه شب تا به سحر يكسره مستم به تو چه ؟
تو به محراب نشستي ، احدي گفت چرا ؟
من كه در گوشه ميخانه نشستم به تو چه ؟
آتش دوزخ اگر روي بر ما بكند به توچه ؟
تو كه خشكي چه به من، من كه تر هستم به تو چه ؟
والسلام... ![]()
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الر حيم

اي خدا غصه نخور از تو فراري نشدم
بعد از آن حادثه در كفر تو جاري نشدم
با وجوديكه به حكم تو دلم زخمي شد
شاكي از آنكه مرا دوست نداري نشدم
ابر را چوب همين سادگي اش ويران كرد
منكه ويرانتر از آن ابر بهاري نشدم
اي خدا غصه نخور باز همين مي مانم
من زمين خورده اين ضربه كاري نشدم
هركسي خواست تو رااز من جدا سازد ديد
ادامه مطلب
