
مي بخشمت اما بدون فقط به خاطر خودم
چيزي نگو اما بدون از دست تو خسته شدم
مي بخشمت به خاطر احساس ديروز و هنوز
مي بخشمت به خاطر اين غربت ستاره سوز
اگه تو رو مي بخشمت مي گذرم از گناه تو
به خاطر قلبيه كه يه روزي دوست داشته تو رو
اگه تورو مي بخشمت فقط براي خودمه
باور نمي كنم ولي برام شدي مثل همه
محاله انتظار من براي برگشتن تو
ديگه براي قلب من معجزه نيست داشتن تو
مي بخشمت اما بدون به خاطر خودم
ديگه سراغ من نيا از هر چي بد خسته شدم
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بـا تـو ايـن دل بـاز مـسـتي مي كـند
روز و شـب بـاده پـرسـتـي مي كـند
نــغـمـه مي خـوانــد ز پـيمان وصـال
شــكـوه از آنـچه گسستي مي كند
فــــكــــر تــــو آرام جــانــم را ربــود
گرچه دل خود پيش دستي مي كند
شـعـله ور بـيـنـي اگر بر آتش است
خـود فـداي آنـچـه هـسـتي مي كند
هر چه شد قسمت فراموشش مكن
ايـن دلي كـو بـا تـو مـستي مي كند
ادامه مطلب


اين كيه كه قد آينه عكسشو زدن به ديوار
چقدر شبيه من نيست،نه خدايا منم انگار
اگه اين منم كه ما رو چه به اين همه اشاره
با كي اشتباه گرفتي من نه ماهم نه ستاره
چشمتو رو اينه وا كن واسه من ستاره كم نيست
اونكه آرزوشو داري حتي قد خودتم نيست
نمي دونم خيلي از ما نقشمون تو قصه چي بود
اگر رو مي شد دلامون اگر اين شب شيشه اي بود
ديگه جز شب چي مي تونه سايه هر دو ما شه
اگه تصوير ستاره پشت پرده اين نباشه
عينك خيال و وهم از رو چشم قصه بردار
من همينم كه مي بيني نه اون عكس هاي رو ديوار

ادامه مطلب

منو درگير خودت كن تا جهانم زير و رو شم
تا سكوت هر شب من با هجومت رو به رو شه
بي هوا بدون مقصد سمت توفان تو ميرم
منو درگير خودت كن بلكه آرامش بگيرم
با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو ميشه
با من غريبگي نكن با من كه درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام
تو همين جايي هميشه با تو شب شكل يه روياست
آخرين نقطه دنيا تو جهان من همين جاست
تو همين جايي و هر روز من به تنهايي دچارم
منو نزديك خودم كن تا تو رو يادم بيارم....
ادامه مطلب
بسم الله الرئوف الرحيم

آفتاب بهانه است براي حس كردن گرماي وجود تو هنگامي كه نمي توانم گرماي وجودت را احساس كنم.
باران بهانه است براي بوييدن وجودت هنگامي كه انقدر دوري كه نمي توانم عطر بهشتي ات را استشمام كنم.
گل بهانه است براي لمس كردن لطافت وجودت و دستانت هنگامي كه دستانم توانايي رسيدن به وجودت را ندارند.
آسمان بهانه است براي ديدن وسعت و كرامت وجودت زماني كه نيستي تا كرامت و وسعت وجودت را با چشمانم ببينم.
و دريا بهانه است براي ديدن بخشندگي تو.هنگامي كه بخشندگي ات براي من در هاله اي از نور پنهان است.
همه اينها بهانه است براي هنگام كه نيستي تا به وسيله آنها تو را بيابم. نمي دانم اگر تو بيايي آيا اين بهانه ها هم خواهند بود.

ادامه مطلب

مي بخشمت اما بدون فقط به خاطر خودم
چيزي نگو اما بدون از دست تو خسته شدم
مي بخشمت به خاطر احساس ديروز و هنوز
مي بخشمت به خاطر اين غربت ستاره سوز
اگه تو رو مي بخشمت مي گذرم از گناه تو
به خاطر قلبيه كه يه روزي دوست داشته تو رو
اگه تورو مي بخشمت فقط براي خودمه
باور نمي كنم ولي برام شدي مثل همه
محاله انتظار من براي برگشتن تو
ديگه براي قلب من معجزه نيست داشتن تو
مي بخشمت اما بدون به خاطر خودم
ديگه سراغ من نيا از هر چي بد خسته شدم
ادامه مطلب

هر وقت كسي به دنيا مي آيد اولين كاري كه براش مي كنند اين است كه براش يه اسم انتخاب مي كنند تا هر وقت، هر جا، خواستند صداش كنند از اون اسم استفاده كنند.
هميشه و هر زمان كسي هست كه ما رو صدا بزنه گاهي پدر و مادر، گاهي دوست و فاميل، گاهي خودمون و گاهي آدم هاي اطرافمون كه هيچ شناختي از ما ندارند و براي گفتن جمله اي ما را صدا مي زنند.
همه ما تمامي اون صداها را شنيديم و به همشون پاسخ داديم.همون صداهايي كه صدامون مي كنند. اما شده تا به حال بزرگ ترين صدايي كه صدامون مي كنه را بشنويم. همون صدايي كه هر لحظه و هر جا ما را مخاطب خودش قرار مي ده ،همون صدايي كه از آغاز بودن با ماست تا زماني كه مي ريم و دل مي كنيم از هر چي صداست. آره منظورم همون صدايي است كه نمي ذاره ثانيه اي تنها باشيم . اين صدا همون صدايي است كه وقتي پا تو بيراهه مي ذاريم آنقدر صدامون مي كنه كه به راه برگرديم . همون صدايي كه بهترين ها را برامون مي خواهد.
آره ، منظورم صداي خداست.قابل شنيدن نيست اما ميشه حسش كرد. تو اين شلوغي صدا اگر صدايي آرومت كرد بدون صدا، صداي خداست كه داره باهات حرف مي زنه. داره آرومت مي كنه. داره باهات درد و دل مي كنه.
اون صدا تنها صدايي است كه عاشقانه صدات مي كنه. پس برگرد به سمت صدا. گوش كن، صاحب صدا خيلي نزديكه خيلي نزديك تر از اون چيزي كه فكرش را بكني.
برگرد، صاحب صدا خداست، برگرد...............................

ادامه مطلب

تو همون حس غريبي كه هميشه با مني
تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودني
تو اميد انتظاري تو دلاي نا اميد
مثل ديدن ستاره تو شباي نا پديد
چه غريبونه گذشتن جمعه هاي سوت و كور
هنوز اما نرسيدي اي تجلي ظهور
با تو ام با تو كه گفتي تكيه گاه عاشقايي
مي دونم يه دنياي نوري ساده اي بي انتهايي
مثل لالايي بارون تو كوير بي صدايي
تو خود عشقي مي دونم ناجي فاصله ها
چتو همون حس غريبي كه هميشه با مني
تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودني
تو اميد انتظاري تو دلاي نا اميد
مثل ديدن ستاره تو شباي ناپديد
عمريه دلم گرفته گله دارم از جدايي
غايب هميشه حاضر تو كجايي تو كجايي؟

ادامه مطلب









