جنبش حمايت از دکتر احمدي نژاد جنبش دعوت از احمدي نژاد شمابهتريداگرباتقواباشيد
۲۰ تير ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۱۱:۳۲

 چشمانت را براي زندگي مي خواهم

 اسمت را براي دلخوشي مي خوانم

 دلت را براي عاشقي مي خواهم

 صدايت را براي شادابي مي شنوم

 دستت را براي نوازش مي خواهم

  پايت را براي همراهي مي خواهم

 عطرت را براي مستي مي بويم

 خيالت را براي پرواز مي خواهم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۹ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۱۹:۵۹

جز توكل بر خدا سر مايه اي در كار نيست

هركه را باشد توكل كــار او مشكل نيست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۵ تير ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۵۲:۳۱
 
روزي مردي در خواب ديد كه مرده و پس از گذشتن
 
از پلي به دروازه بهشت رسيده است.
 
دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد
 
صد امتياز داشته باشيد  كارهاي خوبتان را بگوييد تا
 
به شما امتياز بدهم.
 
مرد گفت: با همسرم ازدواج كردم 50 سال با
 
مهرباني با او رفتار كردم و هرگز به او خيانت نكردم.
 
فرشته گفت اين 3 امتياز.
 
مرد اضافه كرد در تمام عمر به خدا اعتقاد داشتم و
 
حتي ديگران را به راه راست هدايت ميكردم.
 
فرشته گفت اين هم 2 امتياز.
 
مرد گفت: در شهر نوانخانه اي ساختم و كودكان
 
يتيم را در آنجا جمع كرده از آنها نگداري كردم.
 
فرشته گفت اين هم 2 امتياز.
 
مرد در حالي كه گريه ميكرد گفت با اين وضع من
 
هرگز نميتوانم وارد بهشت شوم  مگر اينكه خداوند
 
لطفش را شامل حال من كند!
 
فرشته لبخندي زد و گفت: بله   تنها راه ورود بشر
 
به بهشت موهبت الهي است و اكنون اين لطف
 
شامل حال شما شد و مي توانيد وارد بهشت
 
شويد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۴ تير ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۵۱:۱۲


نخستين بار گفتش كز كجايي

 
بگفت از دار ملك آشنايي

 
بگفت آنجا به صنعت در چه كوشند؟

 
بگفت اندوه خرند وجان فروشند


بگفتا جان فروشي در ادب نيست


بگفت از عشق بازان اين عجب نيست

 
بگفت از دل شدي عاشق بدين سان؟

 
بگفت از دل تو مي گويي ؛ من از جان

 
بگفتاهر شبش بيني چو مهتاب ؟

 
بگفت آري چو خواب آيد كجا خواب

 
بگفتا دل ز مهرش كي كني پاك؟


بگفت آنگه كه خفته باشم در خاك


بگفتا گر كسيش آرد فرا جنگ

 
بگفت آهن خورد گر خود بود سنگ


بگفتا دوستيش از طبع بگذار

 
بگفت از دوستان نايد چنين كار


بگفت از صبر كردن كس خجل نيست

 
بگفت اين دل تواند كرد؛دل نيست


بگفت از دل جدا كن عشق شيرين

 
بگفتا چون زيم بي جان شيرين

 
بگفت از من كنم در وي نگاهي

 
بگفت آفاق را سوزم به آهي


چو عاجز گشت خسرو در جوابش

 
نيامد بيش پرسيدن صوابش

 
به ياران گفت كز خاكي و آبي


نديدم كس به اين حاضر جوابي




ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۳ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۵:۵۱
    k5cb5ka0vcumyuinur.jpg

 به عكس من : تو ا ي عكس من : جو ا ن بمان

  براي بزرگتر ديدن تصوير بر روي آن كليك كنيد

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۲ تير ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۸:۱۷
عشــق يعنـي لايـق مريـــم شــدن
عشــق يعني با خـدا هـمدم شدن
عشــق يعنـي جـام لبـريز از شـراب
عشــق يعني تشنگي يعني سراب


 

عشــق يعني خواستن و بر دل زدن
عشــق يعنـي سـوخـتن و پرپر زدن
عشــق يعنـي سالهاي عمر سخت
عشــق يعنـي چون همـيشه باختن


 

عشــق يعنـي حسرت شبهاي گرم
عشــق يعنـي يـاد يـك رويــاي گـرم
عشــق يعني تا ابد فــــــاني شدن
عشــق يعني عابد و زاهــــد شدن


 

عشــق يعني همچو ليلا خون شدن
يا چو مجــنون راهـــي صحـــرا شدن
عشــق يعني همچو من شيدا شدن
عشــق يعني قطــــره و دريـــا شدن

 

عشــق يعني زخم كوه بيــــستون
عشــق يعني ناله هاي درد و خون
عشــق يعني در جهان رسوا شدن
عشــق يعني يـــكه و تـــنها شدن


 

عشــق يعني التماس و انتظار
عشــق يعني تا ابد با من بمان
عشــق يعني با پرستو پـر زدن
عشــق يعني آب بــــر آذر زدن


 

عشــق يعني چـون محـمـــد پا به راه
عشــق يعني هـمـچو يوسف قعر چاه
عشــق يعني بيستون كندن به دست
عشــق يعني زاهــــد اما بُـت پرسـت

                                                                                          (توسط آرمين )

ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۱ تير ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۰۵:۳۱
 

 

چشم وقتي زيباست كه در آن اشك باشد!        

                                                                                             اشك وقتي زيباست كه در آن غم باشد!       

 غم وقتي زيباست كه در آن محبت باشد!

                                                                                              محبت وقتي زيباست كه در آن تو باشي         

                                


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۱۱ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۱:۲۲

مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت: من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي. فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟
او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد.
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند، اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد. فرشته با ناراحتي گفت: تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد...!

 

********************************************************************************************

صحرا نشين عاشق
جوان صحرانشيني،سرگردان د رصحرا مي رفت تا اينكه خود را در كنار چاهي يافت. دختري بسيار زيبا همچون قرص ماه، از آن اب مي كشيد. به او گفت:"ديوانه وار عاشق تو ام "دختر جوان پاسخ داد:"كنار چشمه زن ديگري هم هست، چنان زيباست كه من حتي لايق خدمت گذاري او هم نيستم."جوان فورا روي برگرداند،كسي نبود.پس دخترك ندا داد:"صداقت چه زيبباست و دروغ چه زشت! ميگويي واله و شيداي مني اما همين بس كه از زن ديگري با تو سخن گويم تا روي از من بر گرداني "" اگر عميقا به زني عشق بورزي، اين عشق هرگز تازگي خود را از دست نخواهد داد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۹ تير ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۳۷:۱۱
                        
چه مرد و چه زن بايد خودش را تزكيه نمايد و حلقه بندگي در گوش كند، فيض حق وقف خاص كسي نيست، به قول شيرين حكيم ابو القاسم فردوسي:

 

 فريدون فرخ فرشته نبود

به مُشك و به عنبر سرشته نبود

به داد و دهش يافت آن نيكوئي

تو داد و دهش كن، فريدون توئي

 

**********************

 

آن كه معاش مادي را وسيله ي مقامات معنوي نگيرد، سخت در خطاست.

آن كه طبيعتش را بر عقلش حاكم گردانيده است، در محكمه ي هر بخردي محكوم است.

آن كه در اطوار خلقتش نمي انديشد، سوداي او سراسر زيان است.

آن كه كشتزارش را وجين نكند، از گياه هرزه آزار بيند.

آن كه خود را ابدي شناخت، فكر ابد مي كند.

آن كه با ياد خدا همدم نيست، آدم نيست. 

 آن كه خود را نشناخت، چگونه ديگري را مي شناسد؟


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
۸ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۴:۳۶

اي كه گفتي هيچ مشكل چون فراق يار نيست

                                                                                   گر اميد وصل باشد همچنان دشوار نيست
 

خلق را بيدار بايد بود از آب چشم من

                                                                            وين عجب كان وقت مي گريم كه كس بيدار نيست

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0) 
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ]