۲۳ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۵۳:۳۹
شبيه برگ پاييزي،پس ازتو قسمت بادم
خداحافظ ، ولي هرگز نخواهي رفت از يادم
خداحافظ ، و اين يعني در اندوه تو مي ميرم
در اين تنهايي مطلق ، كه مي بندد به زنجيرم
و بي تولحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد
وبرف نااميدي بر سرم يكريز مي بارد
چگونه بگذرم ازعشق،ازدلبستگي هايم ؟
چگونه مي روي بااينكه مي داني چه تنهايم؟
خداحافظ،تو اي همپاي شب هاي غزل خواني
خداحافظ،به پايان آمد اين ديدار پنهاني
خداحافظ،بدون تو گمان كردي كه مي مانم
خداحافظ،بدون من يقين دارم كه مي ماني !!!
خداحافظ ، ولي هرگز نخواهي رفت از يادم
خداحافظ ، و اين يعني در اندوه تو مي ميرم
در اين تنهايي مطلق ، كه مي بندد به زنجيرم
و بي تولحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد
وبرف نااميدي بر سرم يكريز مي بارد
چگونه بگذرم ازعشق،ازدلبستگي هايم ؟
چگونه مي روي بااينكه مي داني چه تنهايم؟
خداحافظ،تو اي همپاي شب هاي غزل خواني
خداحافظ،به پايان آمد اين ديدار پنهاني
خداحافظ،بدون تو گمان كردي كه مي مانم
خداحافظ،بدون من يقين دارم كه مي ماني !!!
نوشته شده توسط شيخ جنگي | لینک ثابت | موضوع: آرشيو نظرات (0)
